تبلیغات
عشق آریایی
فارق از هر زنده باد و مرده باد.سر به راه مملکت باید نهاد،ما و میهن تشنه ی صلح و صفاست.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

نمایش رتبه گوگل یا پیج رنکابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک
Admin Logo
themebox

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای

 خرد شدن غرورش رانشنوی،

آنگاه که خدا را می بیی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای

خوشبختی خودت دعا کنی؟

" سهراب سپهری "

 



نوشته شده توسط :رضا
پنجشنبه 16 تیر 1390-12:37 ق.ظ

همسایه ات داره از بی پولی می میره ! زن وبچه ات ازاخلاق گه ات عاصی شدن!کثافت ازسر وروت

 بالامی ره ، سالی  4بار می ری به خونه ی کعبه  اویزون می شی که چی؟ صف اول نماز جمعه

 می ایستی  بگی خیلی مخلصی ! پول بی گوشه رودورسرت می چرخونی می دی به مستحق! زیراب

 همکارت رو می زنی !بزن تاجونت در بیاد!می ری شبای عاشورامسجد خد مت کنی یا شام سه هفته

 ات رو بیاری؟چند نفرگرسنه رو اون وقت شب از درمسجد باعصبانیت می رونی؟صندوق وام قرض الحسنه

 مگه ارث پدرته بی پدر؟ به هوای امر به معروف ونهی از منکر چند بار ناشناس زنگ زدی خونه ی این واون

 و پته شون رو ریختی روی اب؟ به جای این که روزی 10 دفعه بری جلوی اینه ریش شونه کنی ، یه حموم

 برو تا از صد کیلومتری ات ادم تنگی نفس نگیره ! جلسه قران می ری ؟ ای بزن به کمرت اون قران که یه

 نفرجرات نمی کنه پا توی خونه ات بذاره! تورو خدا یه کم ادم باش ، کمتر ازار برسون،با سلام وصلوات

 می برنت بهشت.

 



نوشته شده توسط :رضا
پنجشنبه 16 تیر 1390-12:24 ق.ظ

 

کریستال : بلوره!

 

اباژور : نورتاب!

 

اپارتمان :کاشانه!

 

اسانسور : اسان بر

 

البوم : جنگ!

 

ایفون : اوابر!

 

اونیفورم : هم سانه !

 

اسپری : افشانه !

 

بروشور : دفترک!

 

استامپ : جوهر گین!

 

بوفه : چینی جا!

 

ترموکوبل : بند اور !

 

تستی : ازمونه ای !

 

تکنیسین : فن ورز !

 

سانسور  : بررسی !!!!!!

 

سوییت : سراچه !

 

سیفون : اب شویه!

 

فلاسک : دمابان!

 

موکت : فرشینه !

 

میکرو فون : صدابر !

 

کپسول : استوانک!

 

باورتون نشد ؟منم همین طور!ملت رو، اسکول گیر اوردن ها!

 



نوشته شده توسط :رضا
پنجشنبه 16 تیر 1390-12:17 ق.ظ


گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بیند کسی؟ گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید به در؟

گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم

گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا؟

گفتم که با نوش لبم، آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بینی- بگو- در چشم چون آیینه ام؟

گفتم که من خود را در او، عریان تماشا می کنم

گفتی که از بی طاقتی، دل قصد یغما می کند

گفتم که با یغماگران- باری- مدارا می کنم

گفتی که پیوند تو را، با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر ازین، من با تو سودا می کنم

گفتی اگر از کوی خود، روزی تو را گویم:«برو»؟

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم؟

گفتم ز تو دیوانه تر، دانی که پیدا می کنم...



نوشته شده توسط :رضا
شنبه 11 تیر 1390-12:43 ق.ظ


 

  زندگی درقلب من طوفان غم دارد ولی

خنده بر لب میزنم تا كس نداند راز من

در سراشیبی كه نامش زندگیست

با همه افتادگی ها میروم

میروم شاید كه در دشتی بزرگ

باز یابم آنچه را گم كرده ام 



نوشته شده توسط :رضا
شنبه 11 تیر 1390-12:42 ق.ظ


 مرا اینگونه باور کن....
کمی تنها.....
کمی خسته....
کمی از یادها رفته....
خدا هم ترک ما کرده...!
خدا دیگر کجا رفته...؟!
نمی دانم مرا ایا گناهی هست
که شاید هم
به جرم ان
غریبی و جدایی هست
مرا اینگونه باور کن...

فرقی نمیکند که زن باشی یا مرد,

همین که تن دادی و دل ندادی فاحشه ای



نوشته شده توسط :رضا
شنبه 11 تیر 1390-12:38 ق.ظ

 

گاهگاهی بیادت غزلی میخوانم       تا نگویی که دلم غافل از آن عهدو وفاست                                                                                     

                       

خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند               خوب من . با همه خوبان حساب تو جداست     

 



نوشته شده توسط :رضا
شنبه 11 تیر 1390-12:35 ق.ظ



نوشته شده توسط :رضا
سه شنبه 7 تیر 1390-12:02 ق.ظ

ای صد افسوس که چون عمر گذشت

معنی اش می فهمم

کاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت

کودکی بی حاصل ، نوجوانی باطل

وقت پیری غافل ، به زبانی دیگر

کودکی در غفلت ، نوجوانی شهوت ، در کهولت حسرت...

(دکتر علی شریعتی)



نوشته شده توسط :رضا
سه شنبه 7 تیر 1390-12:01 ق.ظ


سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

گر در این خلوت بمیرم، هیچکس آگاه نیست

من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی

این رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست



نوشته شده توسط :رضا
دوشنبه 6 تیر 1390-12:45 ق.ظ


خدایا!

 

رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد.

 

قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر

 

ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند

 

و برای دین کار می کنند نه آنها

 

که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند!

 

« دکتر علی شریعتی »



نوشته شده توسط :رضا
دوشنبه 6 تیر 1390-12:44 ق.ظ

یه دل دارم خدا داره
زمین داره هوا داره
میونه دریای غمش
کشتی و ناخدا داره
یه دل دارم ترک داره
ترس و یقین و شک داره
رو بام برفیش همیشه
یه دنیا بادبادک داره
یه دل دارم آتیش داره
تو ابرا قوم و خویش داره
نه راه پس مونده براش
نه طفلی راه پیش داره
یه دل دارم رقیب داره
فراز داره نشیب داره
با اینکه آدم نشده
کلی درخت سیب داره


نوشته شده توسط :رضا
شنبه 4 تیر 1390-12:55 ق.ظ


 

قاتل

 

یه عشقو من کشتم     یکی که با من بود

یکی که دارائیش          همین طپیدن بود

 

یه عشقو من کشتم       یکی که تنها بود

یکی که معنای            تموم زنها بود

 

یه دشتی از پونه       حریر گندم بود

یکی که تا بودش         غریبگی گم بود

 

اگرچه غمگین بود       همیشه میخندید

یکی که تو چشماش       خدا رو میشد دید

برام یه دلگرمی        همیشه تا غم بود

یکی رو من کشتم        یکی که عشقم بود

یه اعترافِ دیر         یه شعر بی حاصل

یه عشقو من کشتم        بهم بگین "قاتل"



نوشته شده توسط :رضا
شنبه 4 تیر 1390-12:54 ق.ظ




نوشته شده توسط :رضا
پنجشنبه 2 تیر 1390-12:24 ق.ظ

دلم گرفته از آدمایی كه میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونن

از آدمهایی كه میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن

از اونایی كه زیر بارون برات میمیرن 

ولی ....

ولی وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره

 

 

 

 

بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم                هركه آرد سخن عشق میان میخندم

من از آن روز كه دلدارم رفت                                    به هوس بازی این بی خبران می خندم

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است                كارم از گریه گذشته است و به آن می خندم

 



نوشته شده توسط :رضا
جمعه 27 خرداد 1390-12:59 ق.ظ











  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...