تبلیغات
عشق آریایی - مطالب هفته اول بهمن 1390
فارق از هر زنده باد و مرده باد.سر به راه مملکت باید نهاد،ما و میهن تشنه ی صلح و صفاست.
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

نمایش رتبه گوگل یا پیج رنکابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک
Admin Logo
themebox


می بینی سكوتم را؟


می بینی درماندگیم را ؟


می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟



می بینی دیگر رویای نداشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام


را آرام كند؟


می بینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی


نبودنت مشت می زند؟


می بینی ؟


نوشته شده توسط :رضا
چهارشنبه 5 بهمن 1390-12:03 ق.ظ



نمیدونم چی شد که اینجوری شد


نمیدونم چند روزه نیستی پیشم


اینارو میگم که فقط بدونی


دارم یواش یواش دیوونه میشم


تا کی به عشق دیدن دوبارت


تو کوچه ها خسته بشم بمیرم


تا کی باید دنبال تو بگردم


از کی باید سراغتو بگیرم


قرار نبود چشمای من خیس بشه


قرار نبود هر چی قرار نیست بشه


قرار نبود دیدنت آرزوم شه


قرار نبود که اینجوری تموم شه


یادت میاد ثانیه های آخر


گفتی میرم اما میام به زودی


چشمامو بستم نبینی اشکمو


چشمامو وا کردمو رفته بودی


قرار نبود منتظرت بمونم


قرار نبود بری و برنگردی


از اولش کناره من نبودی


آخرش هم کاره خودت رو کردی


قرار نبود چشمای من خیس بشه


قرار نبود هر چی قرار نیست بشه


قرار نبود دیدنت آرزوم شه


قرار نبود که اینجوری تموم شه 




نوشته شده توسط :رضا
سه شنبه 4 بهمن 1390-11:59 ب.ظ