عشق آریایی درود به همه ی دوستان گلم من رضا از شیراز هستم عاشق هخامنش و کوروش بزرگ وایران و عشق و ..... هستم امید وارم از وب و نوشته هام خوشتون بیاد. خداحافظ گل نازم تموم حس آوازم خداحافظ وجود من برورویای یروازم خداحافظ گل پونه برو ازقلب ویرونه لالایی آی دل تنها کسی دردونمی دونه لالایی نم نم بارون بگیر آروم دل داغون نذاردستت بازم رو شه نذار اشکام بشه بارون حالا که تو نگاه تو منم مهمون ناخونده میرم امابدون قلبم تودستهای توجا مونده نمی دونی نمی دونی چه تنها سخته دل کندن آخه عاشق نبودی تو بدونی نازنین من tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com 2017-09-22T13:33:44+01:00 mihanblog.com می بینی...؟ 2012-01-24T17:03:05+01:00 2012-01-24T17:03:05+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/311 رضا می بینی سكوتم را؟می بینی درماندگیم را ؟می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟می بینی دیگر رویای نداشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام كند؟می بینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند؟می بینی ؟
می بینی سكوتم را؟


می بینی درماندگیم را ؟


می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟



می بینی دیگر رویای نداشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام


را آرام كند؟


می بینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی


نبودنت مشت می زند؟


می بینی ؟
]]>
قرار نبود... 2012-01-24T16:59:59+01:00 2012-01-24T16:59:59+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/310 رضا نمیدونم چی شد که اینجوری شدنمیدونم چند روزه نیستی پیشماینارو میگم که فقط بدونیدارم یواش یواش دیوونه میشمتا کی به عشق دیدن دوبارتتو کوچه ها خسته بشم بمیرمتا کی باید دنبال تو بگردماز کی باید سراغتو بگیرمقرار نبود چشمای من خیس بشهقرار نبود هر چی قرار نیست بشهقرار نبود دیدنت آرزوم شهقرار نبود که اینجوری تموم شهیادت میاد ثانیه های آخرگفتی میرم اما میام به زودیچشمامو بستم نبینی اشکموچشمامو وا کردمو رفته


نمیدونم چی شد که اینجوری شد


نمیدونم چند روزه نیستی پیشم


اینارو میگم که فقط بدونی


دارم یواش یواش دیوونه میشم


تا کی به عشق دیدن دوبارت


تو کوچه ها خسته بشم بمیرم


تا کی باید دنبال تو بگردم


از کی باید سراغتو بگیرم


قرار نبود چشمای من خیس بشه


قرار نبود هر چی قرار نیست بشه


قرار نبود دیدنت آرزوم شه


قرار نبود که اینجوری تموم شه


یادت میاد ثانیه های آخر


گفتی میرم اما میام به زودی


چشمامو بستم نبینی اشکمو


چشمامو وا کردمو رفته بودی


قرار نبود منتظرت بمونم


قرار نبود بری و برنگردی


از اولش کناره من نبودی


آخرش هم کاره خودت رو کردی


قرار نبود چشمای من خیس بشه


قرار نبود هر چی قرار نیست بشه


قرار نبود دیدنت آرزوم شه


قرار نبود که اینجوری تموم شه 


]]>
لعنت 2011-12-25T11:21:23+01:00 2011-12-25T11:21:23+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/309 رضا لعنت . . .به خیابان هایی کهگریه هاآزادانه در آن جفتگیری می کنند،ولیگرفتن دست تو در آن حرام است.




لعنت . . .


به خیابان هایی که



گریه هاآزادانه در آن جفتگیری می کنند،



ولی



گرفتن دست تو در آن حرام است.

]]>
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 2011-12-25T11:20:48+01:00 2011-12-25T11:20:48+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/308 رضا جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش... کند و به کمک احتیاج دارد، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره

پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..


جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند 

قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد

تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش... کند و به کمک احتیاج دارد، پیرمرد و جوان 

مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که

به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد..


جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش

نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :


چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان 

نمیشود...!
]]>
خیانت 2011-12-25T11:20:01+01:00 2011-12-25T11:20:01+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/307 رضا چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟صـدای نـفـس هـایـت . . . در آغـوش ِ اواز ایـن راه ِ دور هـم آزارم مـی دهـد !!!لــعــنــتــی . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !

چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟



صـدای نـفـس هـایـت . . . در آغـوش ِ او



از ایـن راه ِ دور هـم آزارم مـی دهـد !!!



لــعــنــتــی . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !
]]>
سیگار 2011-12-25T11:19:36+01:00 2011-12-25T11:19:36+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/306 رضا گفتم:با عشق زمان فراموش می شود ، و با زمان عشق! سیگاری گوشه ی لب، گفت:با سیگار هر دو...آن زن آنقدر دلشکسته بود که یادش رفتبعد از آخرین کام سیگار را پرت کند نه خودش را...
گفتم:


با عشق زمان فراموش می شود ، و با زمان عشق! 


سیگاری گوشه ی لب، گفت:


با سیگار هر دو...


آن زن آنقدر دلشکسته بود که یادش رفت


بعد از آخرین کام سیگار را پرت کند نه خودش را...
]]>
تنهایی 2011-12-25T11:16:54+01:00 2011-12-25T11:16:54+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/305 رضا به خودت می آیی،        یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،نه دستی که شانه هایت را بگیرد،        نه صدایی که قشنگ تر از باد باشد                                                                 تنهایی یعنی این به خودت می آیی،


        یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند،


نه دستی که شانه هایت را بگیرد،


        نه صدایی که قشنگ تر از باد باشد
 

                              
                                  تنهایی یعنی این
]]>
رفیقان آمدند دشمن به فریادم برس 2011-11-12T05:02:07+01:00 2011-11-12T05:02:07+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/304 رضا بس کلک دیدم ز رفیقان دغل                          بی سبب نیست که به جمع رفقا مشکوکم مطربی گشته ام سخت تعجب نکنید                         چون هم به وفا هم به جفا مشکوکم ای رفیقی که همکنون شنوی شعر مرا 

بس کلک دیدم ز رفیقان دغل 


                        بی سبب نیست که به جمع رفقا مشکوکم


مطربی گشته ام سخت تعجب نکنید


                        چون هم به وفا هم به جفا مشکوکم


ای رفیقی که همکنون شنوی شعر مرا 


                            رک و بی پرده بگویم به توهم مشکوکم 



http://www.img4up.com/up2/91219292146582117694.jpeg


]]>
دکتر شریعتی 2011-10-21T16:13:10+01:00 2011-10-21T16:13:10+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/299 رضا الهی !با خاطری خسته ، دلی به تو بسته ، دست از غیر تو شسته ، در انتظار رحمتت نشسته اممیدهی کریمی ، نمیدهی حکیمیمی خوانی شاکرم ، می رانی صابرمالهی !احوالم چنانست که می دانی و اعمالم چنین است که میبینی، نه پای گریز دارم نه زبان ستیزالهی !مشت خاکی را چه شاید ، و از او چه برآید و با او چه باید …؟
الهی !

با خاطری خسته ، دلی به تو بسته ، دست از غیر تو شسته ،

در انتظار رحمتت
نشسته ام

میدهی کریمی ، نمیدهی حکیمی

می خوانی شاکرم ، می رانی صابرم

الهی !

احوالم چنانست که می دانی و اعمالم چنین است که میبینی، نه
 پای گریز دارم نه
زبان ستیز

الهی !

مشت خاکی را چه شاید ، و از او چه برآید و با او چه باید؟
]]>
بیوگرافی من 2011-10-21T16:10:49+01:00 2011-10-21T16:10:49+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/298 رضا شناسنامه زندگی نام:رنج نام پدر:مشقت شهرت:اواره شغل:ولگردی محل صدور:دنیای فراموش شدگان شماره شناسنامه:نامعلوم نام مادر:سلطان غم نام همسر:گریه دین:مسلمان محل کار:شرکت نا امیدی محل سکونت:شهر مکافات محکومیت:زندگی کردن جرم:به دنیا امدن هدف:دنیای اخرت تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ گروه خونی:نفت سیاه ادرس:خیابان بدبختی چهارراه تنهایی کوچه دربدری بلوک بی نهایت
شناسنامه زندگی

نام:رنج

نام پدر:مشقت

شهرت:اواره

شغل:ولگردی

محل صدور:دنیای فراموش شدگان

شماره شناسنامه:نامعلوم

نام مادر:سلطان غم

نام همسر:گریه

دین:مسلمان

محل کار:شرکت نا امیدی

محل سکونت:شهر مکافات

محکومیت:زندگی کردن

جرم:به دنیا امدن

هدف:دنیای اخرت

تاریخ تولد:هزاروسیصدوهیچ

گروه خونی:نفت سیاه

ادرس:خیابان بدبختی

چهارراه تنهایی

کوچه دربدری

بلوک بی نهایت

]]>
ش 2011-10-15T03:40:39+01:00 2011-10-15T03:40:39+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/297 رضا مادرم میگفت :عاشقی ۱ شب است و پشیمانی ۱۰۰۰ شب الان ۱۰۰۰ شب است پشیمانم که چرا ۱ شب عاشقی نکردم .( دکتر علی شریعتی)

مادرم میگفت :

عاشقی ۱ شب است و پشیمانی ۱۰۰۰ شب الان ۱۰۰۰

شب است پشیمانم که چرا ۱ شب

عاشقی نکردم .

( دکتر علی شریعتی)

]]>
♥♥♥دوست دارم♥♥♥ 2011-10-13T15:59:21+01:00 2011-10-13T15:59:21+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/296 رضا آیین عشق بازی دنیا عوض شده است/شیرین وفرهاد هم عوض شده/ سر همچنان به سجده فروبرده ام ولی/ درعشق سالها  هست كه فتوا عوض شده است

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است/شیرین وفرهاد هم عوض شده/

سر همچنان به سجده فروبرده ام ولی/

درعشق سالها  هست كه فتوا عوض شده است

]]>
غم من 2011-10-12T15:59:34+01:00 2011-10-12T15:59:34+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/294 رضا شبی غمگین شبی بارانی و سرد    مرا در غربت فردا  رها   کرد دلم  در  حسرت دیدار او   ماند    مرا   چشم  انتظار  کوچه ها  کرد به من می گفت تنهایی غریب است    ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستی ام  بود  و  ندانست     که در  قلبم چه آشوبی به پا کرد او  هرگز&nbs

شبی غمگین شبی بارانی و سرد  

 مرا در غربت فردا  رها   کرد

دلم  در  حسرت دیدار او   ماند  

 مرا   چشم  انتظار  کوچه ها  کرد

به من می گفت تنهایی غریب است  

 ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام  بود  و  ندانست  

  که در  قلبم چه آشوبی به پا کرد

او  هرگز  شکستم را  نفهمید   

  اگر   چه  تا   ته   دنیا   صدا   کرد

A]]>
به کدامین گناه؟؟؟ 2011-10-09T16:04:19+01:00 2011-10-09T16:04:19+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/292 رضا به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟؟؟ به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟؟؟
]]>
چوپان دروغگو 2011-10-01T15:57:48+01:00 2011-10-01T15:57:48+01:00 tag:http://ariyaei-love.mihanblog.com/post/291 رضا                        چوپان دروغ گو     "زمین   از  گرگ  لبریز  است "   "و کفتار از در و دیوار می بارد "   "و روبه "   " می کند  حمله شبانگاهان "   چنین   گفت   مردک   چوپان   زمان ترک کوهستان   تمام  بره ها  از  ترس  لرزیدند   تمام&n

                       چوپان دروغ گو

 

 

"زمین   از  گرگ  لبریز  است "

 

کفتار از در و دیوار می بارد "

 

روبه "

 

" می کند  حمله شبانگاهان "

 

چنین   گفت   مردک   چوپان

 

زمان ترک کوهستان

 

تمام  بره ها  از  ترس  لرزیدند

 

تمام   بره ها  یک  باره نالیدند

 

و چوپان

 

با   دو  چشم  اشک افشان   رفت

 

و بعد از چند هفته از سفر برگشت

 

و عزم گله خود کرد

 

و ناگه دید

 

که گله همچنان بر جای خود باقی ست

]]>